نامرد - تاریخ: 1392/11/17 ساعت: 2:36
شغلش این بود بیاید، عاشق کند… تنها بگذارد و برود…! نامرد… نمی‌دانم! مامور بود و‌ معذور…
عشق - تاریخ: 1392/11/17 ساعت: 2:35
خداوندا جای سوره ای به نام عشق در قرآن تو خالیست که اینگونه آغاز شود: و قسم به روزی که دلت را میشکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت
تنهایی - تاریخ: 1392/11/17 ساعت: 2:31
دیشب در جاده های سکوت   در ایستگاه عشق ،هر چه منتظر ماندم   کسی برای لمس تنهاییم ، توقف نکرد و من تنهاتر از همیشه به خانه برگشتم...
حرف های عاشقانه - تاریخ: 1392/11/15 ساعت: 19:35
عشق من . . . مست بودم اما پست نیودم . . . سر کار بودم اما سربار نبودم . . . بیکار بودم اما بی عار نبودم . . . بی کس بودم اما با کس نبودم . . . شاید بی صفا بودم اما بی وفا نبودم . . . همش دلتنگ بودم اما دل سنگ نبودم . . . خلاصه کنم عزیز لعنتی ام  . . . من مرد نبودم اما . . .نامرد هم نبودم . . . *****...
نمیدونی تو این روز ا چقدر یاد تو می افتم - تاریخ: 1392/11/15 ساعت: 19:16
  نمی دونی تو این روزا چقدر از زندگی سیرم دارم می میرم از اینکه تو رفتی و نمی میرم   نمی دونی تو این روزا چقدر یاد تو می افتم ته دنیام نزدیکه نگاه کن کی بهت گفتم   کجا باید برم بی تو، تویی که قدّ ِ دنیامی که هر جایی رو می بینم نبینم پیش چشمامی   برم هر جای این دنیا شبم با بغض دمسازه آخه هر جا یه چیز...
نسیم وصال - تاریخ: 1392/11/15 ساعت: 19:14
برای دوست داشتنت محتاج دیدنت نیستم... اگر چه نگاهت آرامم می کند محتاج سخن گفتن با تو نیستم... اگر چه صدایت دلم را می لرزاند محتاج شانه به شانه ات بودن نیستم... اگر چه برای تکیه کردن ، شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است! دوست دارم ، نگاهت کنم ... صدایت را بشنوم...به تو تکیه کنم  دوست دارم بدان...
شاعرانه ترین احتمال من شده ای - تاریخ: 1392/11/17 ساعت: 2:57
  چقدر خواب ببینم که مال من شده ای و شاه بیت غزل های لال من شده ای  چقدر خواب ببینم که بعد آن همه بغض جواب حسرت این چند سال من شده ای  چقدر حافظ یلدا نشین ورق بخورد؟ تو ناسروده ترین بیت فال من شده ای چقدر لکنت شب گریه را مجاب کنم خدا نکرده مگر بی خیال من شده ای هنوز نذر شب جمعه های من اینست که اتفاق...
**دوستت دارم** - تاریخ: 1392/11/15 ساعت: 19:05
سختـــه اسمش رو از گوشیت پاک کنی سختــهsms هاشو پاک کنی.. اما خیلی سختــــــ تره هر وقتsms میاد اولیـــن نفر اون بیاد تو ذهنت!!!  
*عشق اول واخر من* - تاریخ: 1392/11/15 ساعت: 19:01
آغوش‌ تو را با هیچ جهانی عوض نمی کنم باشد که تن من بوی بهشت گیرد . . .
چت روم مرتبط با وبلاگ - تاریخ: 1392/11/14 ساعت: 21:51
www.bahinachat.ir شما میتوانید در این چت روم با دوستان خود در سراسر کشور اشنا شوید چترومی بزرگ چت رومی برای اصفهانی ها تهرانی ها و تمام شهر های ایران منتظر ورود شما هستیم
مَـــن کـــه غَریبـــــم - تاریخ: 1392/11/14 ساعت: 21:34
مَـــن کـــه غَریبـــــم روزی میــرسَد بـــی هیــــچ خَبـــَـــری بــآ کولـــــه بــــآر تَنهـــآییـَم دَر جـــآده هــآی بـی انتهــــآی ایـن دنیــآی عَجیـــــب رآه خــــوآهم افتـــــآد مَـــن کـــه غَریبـــــم چـــه فَــــرقی دآرد کجـــــآی ایـــن دنیــــــآ بـآشــــم همــه جــــآی جهــــآن تنهـــــ...
چشمان تو - تاریخ: 1392/11/14 ساعت: 21:31
چشمان تو کمی تا قسمتی ابریست چشمان تو انگاری سوارانی که در راهند میگویند می باری تو را چون لحظه های آفتابی دوستت دارم مبادا شعله هایم را به دست باد بسپاری مبادا بعد از آن دیدارهای خیس و رویایی مرا در حسرت چشمان ناز خویش بگذاری زمستان بود و سرمایی تنم را سخت می لرزاند و من در خواب دیدم در دلم خورشید ...
درون من - تاریخ: 1392/11/14 ساعت: 21:28
 درون من هیچ وقت مال این زمان نبوده .. درون من مال زمان هایی بوده ک آدم ها تمام حس شان را آتش می زدند و با فرستادن دود حرف هاشان را ب هم می فهماندند .. از آن مرد هایی ک افکارشان را به دست باد می سپردند و منظره ی برفي يك كوهستان بي رحم را ب تماشا مي نشسته و هيچ كدام از اين فكر هايي كه الان توي سر من ...
محو می شوم.... - تاریخ: 1392/11/14 ساعت: 21:26
این گرمای  عشق و عشق  سخن بی انتهاست شروعش عاشقانه راهش مشتاقانه و   سرودش  همچون رنگین کمان زیبای با تو بودن و پایانش ,  با تو بودن  آنگاه که در لای تک تک  بوسه های مستانه ام  در تو محو می شوم ای آروزی بودن   و   ای مایه آرامشم دوستت دارم  دلشی دل آرامم    
عاشقانه ها - تاریخ: 1392/11/14 ساعت: 21:19
دیـشـبــــــــــــ بــه ســیـگــــــــار گفتم: خــــــــوش بـحــالـتـــــــــ تو از من خوش بخت تری . گفت: چـــــــــــرا ؟! گفتم: تـــــــو آتش بر سر داری و مــن بــر دل تو باهر پـــــــکــی که بهت میزنند . . . خـــــــــاکــسـتـــر میشی و من با هر خــــــــــــاطـره ای که یـــــاد میارم آتــــیـش م...
فال.... - تاریخ: 1392/11/14 ساعت: 21:16
زنی ، فال مرا می دید و می گفت: - زنی آرام و خوابت را ربوده ست! به نقش قهوه می بینم که ، دیری ست چراغ افروز رویای تو بوده ست!
اره دیوانه شده ام.... - تاریخ: 1392/11/14 ساعت: 21:11
  مي‌روم شايد كمي حال شما بهتر شود مي‌گذارم با خيالت روزگارم سر شود از چه مي‌ترسي برو ديوانگي‌هاي مرا آنچنان فرياد كن تا گوش عالم كر شود مي‌روم ديگر نمي‌خواهم براي هيچ كس حالت غمگين چشمانم ملال‌آور شود بايد اين بازنده‌ي هر بار – جان عاشقم – تا به كي بازيچه اين دست بازيگر شود ماندنم بيهوده است امكان ...
اخرین حرف هام .... - تاریخ: 1392/11/14 ساعت: 21:10
از غم رفتنت دیگه پاره شده بند دلم خونه ی نو یار جدید مباركت باشه گلم چه بی خبر،  جشن تو شد ، نگفتی كه منم بیام باشه ولی من از خدا خوشبختیتو فقط می خوام غم منو نخور دیگه ، قسمته و بازیچه هاش اگه دوسم داری ، زندگیتو كن و دیگه به فكر من نباش تو دفتر خاطرهام هنوزم اسمه تو تكه حلقه ، عسل ، سفره ی عقد، مب...
حال هوای چشمانت... - تاریخ: 1392/11/14 ساعت: 21:08
نشسته در تب حال و هوای چشمانت کسی که لک زده قلبش برای چشمانت بهشت را به بها میدهند شکی نیست نشان چشم چرانی بهای چشمانت برای خلق چنین نقش های دل چسبی چقدر حوصله کرده خدای چشمانت ؟ درون قاب نگاهت کشیده است انگار دو بچه آهوی زیبا به جای چشمانت سکوت کرده ای اما غمین و بغض آلود به گوش می رسد اینک صدای چش...
دو ساعت.... - تاریخ: 1392/11/14 ساعت: 21:06
دو ساعتی که به اندازه‌ی دو سال گذشت تمام عمرِ من انگار در خیال گذشت  -ببند پنجره‌ها را که کوچه ناامن است... نسیم آمد و نشنید و بی‌خیال گذشت درست روی همین صندلی تو را دیدم نگاه خیره‌ی تو... لحظه‌ای که لال گذشت - چه ساعتی‌ست ببخشید؟... ساده بود اما چه‌ها که از دل تو با همین سؤال گذشت ... گذشت و رفت و ...